زندگی زیباست
...
مخصوصا وقتی کلمات را برای هم معنا می کنیم
وقتی با هم می خندیم
وقتی از هم گله مندیم و با گذر باد همه آنها فراموش می شود
وقتی در شبی از نیمه گذشته به دیدار هم می آییم
وقتی برای با هم بودن جشن می گیریم
وقتی از کودک گل فروش دسته گلی زرد می خری
وقتی ...
مهم و زیبا اینه که تمام وقتمان را با هم و در کنار هم می گذرانیم
مهربانیم و از حضور یکدیگر به وجد می آییم
شاید بعضی اوقات من از دوری دستهایمان بی تاب شوم ولی
با نگاه کرم و مشتاق تو که سخنها نهان دارد
باز محکم و راسخ به ادامه می نگرم
خلاصه گویم مهربانم
من در مسیرمان آهسته و پیوسته می روم تا تو هم از
راهی دیگر به من بپیوندی و همراه یکدیگر با هم رویم
زودتر بیا...
غزاله
خبرها را به همه دادم
همه در تهیه و تدارک هستند
همه در شادی ما شریکند
و من خوشحالتر از همیشه در آسمانها سیر می کنم
لذت بودن با تو و مهمتر از آن اینکه مهر تو را دریافت می کنم
برای سفر هم آماده ام
راستی به ماهی ها هم خبر داده ام
آنها هم جشن گرفته اند
در شهر هم فرشی سپید پهن شده شاید به خاطر عروسی فرشته هاست
مهربانم
گفتنی هایی دارم که قلم از نوشتنشان عاجز است
پس به نیلوفر پیغام می دهم
عزیزم همه برای تو می خوانند و من برای تو می مانم
غزاله
کلمه ای که قادر باشد این همه عشق مهر پاکی صداقت و ...
را توصیف کند
ولی هنوز نیافتمش
البته نیازی به کلمه نیست
خود گویای همه چیز هستی
و بی شک عشق مرا نیز بیشتر از آن جیزی که عیان است درک می کنی
پس مهربانم باز ساده می گویم دوستت می دارم
...
غزاله
مهربونترینم
زیباست که زیر برف در کنار هم ترانه شادی می خوانیم
زیباست که با رقص هر دانه برف برقص در می آییم
زیباست که شکوه عشقمان ما را به عرش می برد
و همگان برایمان سرور و شادی سر می دهند
تو را همه وجود دوست دارم...
غزاله
امروز کلی کارای مفید کردم به مناسبت بازگشتت
تابلوهایت را نصب کردم
تابلویی رو که قرار بود برات درست کنم شروع کردم
خونه را آب وجارو کردم
غذای وا که دوست داری پختم
و با عشقی که به من می ورزی بر روی بالهای باد پرواز کردم
از اینکه دقایق و ثانیه هایمان در کنار هم و با عشق سپری می شود
بی نهایت خوشحالم
می دونی شاید همه نتونن قدر وجود عشق را بدونن
برای همین فکر می کنم ما باید برای قدر دانستنش جشن بگیریم
جشنی با شکوه
عزیزترینم
خوش آمدی ...
غزاله
(اشکال نداره خب خرس مهربون خودمی ...)
تو که می دونی همه چیز من مال تو ست...
پس پرسیدن نداره که ....
ولی مهربونم منم ببین
خب یه عالمه دلم برات تنگ شده
خب آره هر روز می بینمت باهات حرف می زنم با هم راه می ریم ولی ...
می دونم تو راه اومدنی ولی خب منم یهو دلم می گیره بعضی وقتا
پس حالا که می گی فقط منو دوست داری
بازم به خاطر تو صبر می کنم
دوست دارم دیوونه
غزاله
اونم درست تو لحظه تحویل سال نو میلادی
می خوام آرزو کنم همیشه مال من باشی
از پیشم نری
آرزو هام واسه سال نو مسخره س؟
ولی باور کن جدی جدی و حیاتی ...
ای مهربان
ای یار
ای عشق
ای ...
در طلوع ستاره
در خواب مهتاب
در آغوش اقاقی
در آسمان عشق
می بینمت با همیم شانه به شانه هم
با مهربانی و لطافتت به اوج می رسم
و به همه خواهم گفت که بهترین هستی
همیشه قلبی برایت می تپد
آغوشی برایت باز است
...
غزاله