تبليغاتX
گفتنی های ناگفته در سکوت
بیا بیا که نگارت شده ام بیا
 عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از او رسم محبت بیاموزی 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی به سرانجام رسانی 

 

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس زندگی است 


عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،
بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 12:44  توسط غزاله   | 

مهربانم

          قلم دیگر یارم نیست

کلمات بر صفحه کاغذ نمی رقصند تا عشقمان را به همه نشان دهیم ولی

هر نوازش تو و هر چرخ و هر بوسه آوایی است که تا عرش ملکوت شکوه عشق را می رساند

و من آسوده و آرام در آغوشت می آرامم تا آنگاه که با نوازش بوسه تو چشم بگشایم

و تو چه معصومانه صدایم می کنی در نیمه شب که از راه رسیده و نرسیده است

از دیده ام اشک شوق بودنت  داشتنت  خواستنت  ... روان است

مهربانم  تنها نوای زندگانی ام  بیشتر از همیشه دوستت دارم

...

                                                             لیلی تو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 18:52  توسط غزاله   |