تبليغاتX
گفتنی های ناگفته در سکوت - محبت
بیا بیا که نگارت شده ام بیا
از محبت تلخها شیرین شود          از محبت مسها زرین شود

از محبت دردها صافی شود           از محبت دردها شافی شود

از محبت مرده زنده می‌کنند           از محبت شاه بنده می‌کنند 

این محبت هم نتیجه‌ی دانشست   کی گزافه بر چنین تختی نشست

 

         محبت می کنیم ؟     یا می دانیم که چیست ؟

آری    محبت زبانی ساده و عمیق است که همه به آن اشراف داریم

ولی امروزه انسانی را عاقل و بالغ می نامیم که محبت را درک نکند و با اگر درک می کند احساس خود را رد کند و بروز ندهد...

دنیایی داریم عجیب و در آن همه را نابود می کنیم و کاملا شاد به زندگی خود ادامه می دهیم

صدایی را نشنیده می گیریم   چشم بر اشکی می بندیم   دستانی را بی پاسخ می گذاریم

و در آخر ادعا داریم با محبت    عشق و یک رنگی روز را به شب رسانده ایم ...

 

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:27  توسط غزاله   |